فهرست مطالب
آفرینش محتوای ناب که هم دل می‌رباید و هم در گوگل می‌درخشد

هنر ماست که برند شما را روایت می‌کند

چکیده

این مقاله با بهره‌گیری از نظریه‌ی میدان پیر بوردیو به بررسی رفتار محتوایی (بازاریابی داده محور) در ایران و جهان می‌پردازد. هدف آن است که نشان دهد چگونه اختلافات طبقاتی و درون‌طبقاتی در مصرف، تولید و توزیع محتوا بازتاب می‌یابند و چه تفاوت‌هایی میان ایران و دیگر جوامع وجود دارد.

بدین منظور، ابتدا مفاهیم کلیدی بوردیو شامل میدان، سرمایه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بازخوانی می‌شوند. سپس، الگوهای رفتاری طبقات اجتماعی مختلف در ایران تحلیل و با نمونه‌های جهانی مقایسه می‌گردد. در ادامه، اثر تحولات رسانه‌های دیجیتال بر جابه‌جایی قدرت در میدان محتوا بررسی می‌شود. مقاله در پایان نشان می‌دهد که اگرچه تفاوت‌های چشمگیری میان ایران و کشورهای توسعه‌یافته در سلیقه‌ها و اولویت‌های محتوایی وجود دارد، اما منطق بنیادی حاکم بر میدان محتوا در همه‌جا از قانون بازتولید طبقاتی تبعیت می‌کند.

مقدمه

پیر بوردیو، جامعه‌شناس برجسته فرانسوی (۱ اوت ۱۹۳۰–۲۳ ژانویه ۲۰۰۲)، در دهه‌ی ۱۹۶۰ با نظریه‌ی میدان و مفاهیمی همچون سرمایه‌ی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، چارچوبی ارائه داده است که امکان فهم ساختارها و کنش‌های فرهنگی و رسانه‌ای را فراهم می‌سازد. در جوامعی مانند ایران که تنوع فرهنگی و اقتصادی بسیار بالاست، این نظریه به‌ویژه برای تحلیل رفتار محتوایی کارآمد است.

امروزه افراد از طریق رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی با حجم عظیمی از محتوا مواجه‌اند. اما انتخاب، مصرف و بازتولید محتوا پدیده‌ای یکسان و همگن نیست. برعکس، این رفتارها به شدت به جایگاه طبقاتی و درون‌طبقاتی وابسته‌اند. مثلاً اولویت‌های محتوایی یک جوان دانشجوی طبقه‌ی متوسط در تهران با یک کارگر در حاشیه‌ی شهر یا یک مدیر در بخش خصوصی تفاوت‌های بنیادین دارد. همین منطق در کشورهای غربی یا آسیای شرقی نیز دیده می‌شود، هرچند شکل و شدت آن متفاوت است.

این مقاله تلاش می‌کند تا با نگاهی مقایسه‌ای، رفتار محتوایی ایرانیان را در بستر نظریه بوردیو توضیح داده و آن را با الگوهای جهانی مقایسه کند.

  • بخش اول: مفاهیم کلیدی در نظریه‌ی میدان بوردیو

  • بخش دوم: اختلافات طبقاتی و درون‌طبقاتی در ایران

  • بخش سوم: الگوهای جهانی در رفتار محتوایی

  • بخش چهارم: مقایسه ایران و جهان

  • بخش پنجم: نقش رسانه‌های دیجیتال در جابه‌جایی قدرت

  • بخش ششم: ضرورت شناخت مخاطب در بازاریابی امروز (داده‌محور در برابر فله‌ای)

  • بخش هفتم: تحقیقات تجربی، نتیجه‌گیری و منابع

بازاریابی داده محور

بازاریابی داده محور

بازاریابی داده محور

بخش اول: مفاهیم کلیدی در نظریه‌ی میدان بوردیو

۱.۱. میدان (Field)

میدان فضایی اجتماعی است که در آن کنشگران با سرمایه‌های متفاوت برای کسب جایگاه و قدرت رقابت می‌کنند. در میدان محتوا، رسانه‌ها، تولیدکنندگان، و کاربران به دنبال کسب اعتبار، توجه و سرمایه‌های مختلف هستند. به عنوان مثال، میدان رسانه‌ای ایران شامل بازیگران رسمی (تلویزیون ملی، سینا، خبرگزاری‌ها) و غیررسمی (اینفلوئنسرها، پلتفرم‌های مستقل) است که قواعد خاص خود را دارند. در جهان غرب نیز می‌توان به رقابت میان رسانه‌های سنتی و شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد.

۱.۲. سرمایه‌ی فرهنگی (Cultural Capital)

سرمایه‌ی فرهنگی تعیین می‌کند چه کسی توانایی درک، تولید و مصرف چه نوع محتوایی را دارد. برای مثال، تماشای یک فیلم هنری اروپایی مستلزم سطحی از سرمایه فرهنگی است که همه اقشار جامعه در اختیار ندارند. در ایران، مصرف محتواهای فلسفی، ادبی یا هنری اغلب به طبقات متوسط و بالا محدود می‌شود.

۱.۳. سرمایه‌ی اجتماعی (Social Capital)

شبکه‌ی روابط فرد می‌تواند بر نوع محتوای مصرفی او اثر بگذارد. در ایران، عضویت در گروه‌های تلگرامی یا کانال‌های خاص می‌تواند نوع اطلاعات و اولویت‌های محتوایی را شکل دهد. در جهان نیز، حضور در شبکه‌هایی مثل لینکدین یا ردیت به معنی دسترسی به نوعی محتوای خاص است.

۱.۴. سرمایه‌ی اقتصادی (Economic Capital)

توانایی خرید کتاب، پرداخت اشتراک نتفلیکس، یا شرکت در دوره‌های آنلاین مستقیماً به سرمایه اقتصادی وابسته است. در ایران، این سرمایه به شدت شکاف محتوایی میان طبقات ایجاد می‌کند، در حالی‌که در کشورهای توسعه‌یافته دسترسی رایگان یا ارزان به محتوا بخشی از این شکاف را تعدیل کرده است.

بخش دوم: اختلافات طبقاتی و درون‌طبقاتی در ایران

۲.۱. طبقه‌ی بالا

طبقه‌ی بالا در ایران اغلب به دنبال محتوای تخصصی، بین‌المللی و لوکس است. دسترسی آنان به زبان‌های خارجی امکان مصرف مستقیم محتوا از منابع غربی را فراهم می‌کند. درون این طبقه، گروهی به دنبال محتوای تجملاتی و سبک زندگی لوکس‌اند، در حالی‌که گروهی دیگر بر مسئولیت اجتماعی، محیط‌زیست یا محتوای آکادمیک تمرکز دارند.

۲.۲. طبقه‌ی متوسط

طبقه‌ی متوسط ایران تنوع بالایی دارد. بخش‌هایی به دنبال محتوای آموزشی (یادگیری زبان، مهارت‌های دیجیتال) هستند، در حالی‌که گروهی دیگر به محتوای رشد شخصی یا خانواده علاقه‌مندند. شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و آپارات برای این طبقه بستر اصلی‌اند.

۲.۳. طبقه‌ی پایین

طبقه‌ی پایین به دلیل محدودیت سرمایه اقتصادی و فرهنگی، بیشتر به سمت محتوای سرگرمی‌محور و خبری فوری گرایش دارد. اما بخشی از این طبقه نیز به محتوای آموزشی کاربردی برای بهبود شرایط معیشت (آموزش فنی، مهارت‌های ساده) علاقه نشان می‌دهند.

بخش سوم: الگوهای جهانی در رفتار محتوایی

۳.۱. اروپا و آمریکا

در جوامع غربی، طبقه‌ی بالا معمولاً به دنبال محتوای تحلیلی و هنری است، مشابه ایران. اما در این کشورها طبقه‌ی پایین نیز دسترسی گسترده‌تری به محتوای آموزشی و فرهنگی دارد، زیرا زیرساخت‌های رایگان و عمومی (کتابخانه‌ها، آموزش آنلاین) به شکاف کمک می‌کند.

۳.۲. شرق آسیا

در کشورهایی مانند کره‌جنوبی یا ژاپن، اولویت‌های محتوایی با تأکید بر فناوری و کار گروهی شکل می‌گیرند. مصرف محتوای آموزشی و مهارتی در تمام طبقات رایج است. برخلاف ایران که سرگرمی برای طبقات پایین غالب است، در شرق آسیا حتی طبقات پایین نیز محتوای آموزشی را در اولویت قرار می‌دهند.

۳.۳. کشورهای در حال توسعه

در بسیاری از کشورهای مشابه ایران (مثلاً هند یا مصر)، الگوی محتوایی بسیار نزدیک به ایران است: طبقه بالا مصرف بین‌المللی دارد، طبقه متوسط در حال رشد محتوایی است، و طبقه پایین بیشتر به سرگرمی و اخبار فوری متمایل است.

بخش چهارم: مقایسه ایران و جهان

شباهت‌ها: در هر دو، سرمایه فرهنگی نقش تعیین‌کننده دارد. طبقه بالا به محتوای تخصصی و طبقه پایین به محتوای سرگرمی‌محور گرایش دارد.

تفاوت‌ها: در ایران به دلیل ضعف زیرساخت‌های عمومی و هزینه‌های بالای محتوا، شکاف میان طبقات شدیدتر است. در جهان توسعه‌یافته، دسترسی برابرتر به منابع موجب کاهش این فاصله می‌شود.

نتیجه: میدان محتوایی ایران نسبت به کشورهای پیشرفته نابرابرتر است و بازتولید طبقاتی از طریق محتوا در ایران شدت بیشتری دارد.

بخش پنجم: نقش رسانه‌های دیجیتال در جابه‌جایی قدرت

رسانه‌های دیجیتال باعث شده‌اند که برخی مرزهای طبقاتی شکسته شود. ظهور اینفلوئنسرهای طبقه متوسط و حتی پایین در ایران نمونه‌ای است که نشان می‌دهد سرمایه‌ی اجتماعی و نمادین می‌تواند بخشی از کمبود سرمایه‌ی اقتصادی را جبران کند. در غرب نیز شبکه‌های اجتماعی این امکان را داده‌اند که تولید محتوا دموکراتیک‌تر شود. اما همچنان سرمایه‌های اولیه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند.

بخش ششم: ضرورت شناخت مخاطب در بازاریابی امروز (داده‌محور در برابر فله‌ای)

۶.۱. بازاریابی فله‌ای (Mass Marketing):

در این روش، پیام یا محصول یکسان برای همه افراد جامعه پخش می‌شود (مثل بیلبوردهای شهری یا تبلیغات تلویزیونی). بازدهی آن به دلیل عدم تناسب با نیاز واقعی مخاطب پایین است.

۶.۲. بازاریابی داده محور (Data-Driven Marketing):

در این روش، بر اساس داده‌های دقیق (سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، علایق محتوایی، رفتار خرید، الگوهای مصرف رسانه) مخاطب شناسایی و دسته‌بندی می‌شود. سپس محتوای مناسب و محصول مرتبط به او ارائه می‌گردد.

داده‌ها ثابت کرده‌اند:

بر اساس گزارش HubSpot (2022)، نرخ تبدیل در کمپین‌های شخصی‌سازی‌شده حدود ۶ برابر بیشتر از کمپین‌های عمومی است.

تحقیقات McKinsey (2021) نشان داده‌اند که شرکت‌هایی که بازاریابی داده‌محور دارند، در مقایسه با سایرین به‌طور متوسط ۲۰٪ رشد فروش بیشتر دارند.

۶.۳. دو رویکرد اصلی در بازاریابی محصول

۱- محصولی داریم ← باید مخاطب متناسب با آن را پیدا کنیم

(مثلاً یک نرم‌افزار حسابداری طراحی کرده‌ایم، حالا باید بدانیم کدام قشر، کدام شغل، کدام طبقه اجتماعی بیشترین نیاز را به آن دارد).

۲- جامعه‌ای داریم ← باید محصول متناسب با نیاز آن را تولید کنیم

(مثلاً با بررسی داده‌های جامعه هدف درمی‌یابیم کارفرمایان کوچک مشکل مدیریت حقوق و دستمزد دارند، بنابراین محصولی برای رفع آن طراحی می‌کنیم).

هردو مسیر درست است، اما تفاوت در منابع و شرایط محیطی است.

۶.۴. کدام رویکرد در ایران جواب می‌دهد؟

واقعیت ایران:

کمبود داده رسمی و دقیق: برخلاف کشورهای توسعه‌یافته، داده‌های رفتاری کاربران در ایران به‌صورت ساختاریافته کمتر وجود دارد.

رفتار دیجیتالی متنوع و طبقاتی: همان‌طور که در تحلیل بوردیو گفتیم، مصرف محتوا و نیازهای محصولی در ایران به‌شدت طبقاتی و درون‌طبقاتی است.

بازار مصرفی و فرهنگ “سفارشی‌سازی پایین”: بیشتر محصولات و خدمات در ایران هنوز برای طیف گسترده طراحی می‌شوند (فله‌ای). اما روند در حال تغییر است.

بنابراین:

اگر استارتاپ یا شرکت نوآور هستید: بهتر است رویکرد دوم (شناخت جامعه ← طراحی محصول) را در پیش بگیرید. چون با داده‌های واقعی از جامعه می‌توانید شکاف‌های بازار را کشف کنید (Blue Ocean Strategy).

اگر شرکتی با محصول موجود دارید: باید رویکرد اول (محصول ← مخاطب هدفمند) را اجرا کنید. چون هزینه‌ی تغییر محصول زیاد است، ولی می‌توانید با بازاریابی داده محور بازدهی بالاتری از همان محصول بگیرید.

۶.۵. جمع‌بندی (نسخه اجرایی برای ایران)

در ایران بازاریابی فله‌ای (مثل تبلیغ گسترده تلویزیونی یا بیلبورد) هنوز رایج است، اما بازدهی پایینی دارد.

بازاریابی داده‌محور با شناخت طبقاتی–اجتماعی (مثل مدل بوردیو) بهترین مسیر است.

برای محصول آماده: دقیقاً مخاطب آن را شناسایی کنید (مثلاً نرم‌افزار حسابداری را برای کسب‌وکارهای کوچک خدماتی هدف بگیرید نه کل بازار).

برای محصول جدید: اول جامعه و نیازهای واقعی را مطالعه کنید، سپس محصول متناسب را طراحی کنید.

راهبرد برنده در ایران ترکیبی است: یعنی داده‌محور بودن در هر دو مسیر، اما بسته به منابع شرکت یا مرحله رشد، انتخاب با شماست.

نتیجه‌گیری

با تکیه بر نظریه‌ی میدان بوردیو می‌توان فهمید که رفتار محتوایی نه پدیده‌ای تصادفی بلکه ساختاریافته و وابسته به سرمایه‌های مختلف است. در ایران، شکاف‌های طبقاتی در میدان محتوا شدیدتر از کشورهای توسعه‌یافته است و همین موضوع ضرورت سیاست‌گذاری فرهنگی و رسانه‌ای برای کاهش نابرابری را برجسته می‌کند.

برای بازاریابان محتوا، نتیجه‌ی این تحلیل روشن است: محتوای آموزشی و کاربردی برای طبقه متوسط و پایین، محتوای تحلیلی و تخصصی برای طبقه بالا، و محتوای تعاملی و بصری برای جلب مشارکت همگانی. در سطح کلان، توسعه زیرساخت‌های عمومی دسترسی به محتوا می‌تواند شکاف‌ها را کاهش دهد.

منابع

.Bourdieu, P. (1984). Distinction: A Social Critique of the Judgement of Taste. Harvard University Press

Lamont, M., & Lareau, A. (1988). Cultural Capital: Allusions, Gaps and Glissandos in Recent Theoretical Developments. Sociological Theory, 6(2), 153–۱۶۸

.HubSpot. (2020). The Ultimate List of Marketing Statistics

.Nielsen Norman Group. (2021). How Users Read on the Web

ایسپا. (۱۴۰۲). پیمایش ملی مصرف رسانه‌ای در ایران. تهران: مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران.

این مقاله تحلیل رفتار محتوایی در ایران و جهان با رویکرد نظریه‌ی میدان پیر بوردیو پرداخته و هدف آن است که نشان دهد چگونه اختلافات طبقاتی و درون‌طبقاتی در مصرف، تولید و توزیع محتوا بازتاب می‌یابند. امیدواریم این مقاله برای شما مفید بوده باشد.

رضا رجبی | مشاور مالیاتی و بازاریابی

برچسب‌ها:

دیدگاه‌های جامعه دیجیتال مارکتینگ